ترانه های افسانه در رویای سبز!

دوست داشتن از عشق برتر است ( دکتر علی شریعتی )

جاده بی انتها قدم هایم را از حفظ است

آسمان آبی شاد است / زیرا فقط دو قدم مانده به صبح

صبحی که - خورشید تابان شعرهایم را برای تو خواهد گفت

باور می کنیلبخند

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٥ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط افسانه نظرات () |

تنگ غروب است

نگاه کن مهتاب ستاره ها حرفی برای گفتن دارند / در این شب پر رمز وراز

و تو باز می آیی !

می دانم / من پشیمان نیستم زیرا انسان کامل نیست

و من - و تو

به مانند خورشید تابان می درخشیم

و باران می بارد برای خشنودی ما !

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ توسط افسانه نظرات () |

کاش یک درخت می کاشتم

به نام تو  فقط به نام تو !

وتو می گفتی چند درخت می کاشتم بخاطر همه ی صفایت

و من می گفتم سکوت کن حسودان پشت در ایستاده اند

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٦ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ توسط افسانه نظرات () |

به باور هایم قول دادم

دوستان خوبی برای هم با شیم /می بینی

دوستان مرا!زبان

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۳٠ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ توسط افسانه نظرات () |

قایقی خواهم انداخت ،  

خواهم انداخت به آب.    

دور خواهم شد از این خاک غریب 

که در آن هیچکسی نیست که در بیشه عشق  

قهرمانان را بیدار کند.   

سهراب سهپری

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢٧ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط افسانه نظرات () |

در شب تردیدمن ، برگ نگاه!

می روی با موج خاموشی کجا؟

ریشه ام از هوشیاری خورده آب:

من کجا، خاک فراموشی کجا

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢٢ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط افسانه نظرات () |

می دانستم یک روز خواهی گفت خو شبختی یعنی با تو بودنزبان

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٧ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط افسانه نظرات () |

سفر مرا در باغ چند سالگی ام برد

وایستادم تا

دلم قرار بگیرد،

صدای پر پری آمد

ودر که باز شد

من از هجوم حقیقت به خاک افتادم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ توسط افسانه نظرات () |