نقطه سر خط : افسانه بانویی از دیار سبز

بهترین دوستان من( تقاشی- عکاسی - شعر و داستان نویسی) می بینی دوستان مرا!

دوستان من!
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۳٠
 

به باور هایم قول دادم

دوستان خوبی برای هم با شیم /می بینی

دوستان مرا!زبان


 
 
پشت دریا ها
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٧
 

قایقی خواهم انداخت ،  

خواهم انداخت به آب.    

دور خواهم شد از این خاک غریب 

که در آن هیچکسی نیست که در بیشه عشق  

قهرمانان را بیدار کند.   

سهراب سهپری


 
 
سهراب سپهری
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٢
 

در شب تردیدمن ، برگ نگاه!

می روی با موج خاموشی کجا؟

ریشه ام از هوشیاری خورده آب:

من کجا، خاک فراموشی کجا


 
 
عزیز من!
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٧
 

می دانستم یک روز خواهی گفت خو شبختی یعنی با تو بودنزبان


 
 
سهراب سهپری
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٦
 

سفر مرا در باغ چند سالگی ام برد

وایستادم تا

دلم قرار بگیرد،

صدای پر پری آمد

ودر که باز شد

من از هجوم حقیقت به خاک افتادم


 
 
زندگی
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٤
 

 ((عاشقانه هایم بوی رنگ می دهند

 در نقاشی هایم رنگ ها را کنار هم چیدم/ شد رنگین کمان

می بینی / اگر به دور دورها بروم/  یک روز باز خواهم گشت / واز نو زندگی را با تو شروع

خواهم کرد / فقط با تو ! بر من نخند من یک کودکم ))


 
 
کاش!
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٠
 

در کوچه باغ های خیالی من کاش دروغی در کار نبود.لبخند کاش


 
 
می بینی!
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٧
 

جیرجیر کها در دل شب با صدای بلند شعر خواندند.