نقطه سر خط : افسانه بانویی از دیار سبز

بهترین دوستان من( تقاشی- عکاسی - شعر و داستان نویسی) می بینی دوستان مرا!

گوش کن!
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٦
 

Click to view full size imageمن نرم و آهسته قدم خواهم زد در رویاهایم


 
 
سبز من !
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٩
 

اسم خودتون را با حروف انگلیسی بنویسید        بهاربیست       zibasazi.bahar-20.comمی گوید:

هر چه برایت می نویسم سبز می شود.

وهرچه برایت می خوانم سبز است!

چون دنیای من سبز استقلب

یادت باشد!

ما می توانیم سبز باشیماوه

اگر تو بخواهی

حتا

پاییز وزمستان سرد را هم سبز ببینیمچشمک


 
 
کاش، اگر و اما وجود نداشت!
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٥
 

نمی دانم رویاهایم پوچ بود

در خاک سرد پر ریشه

 یا درچشم انتظارت باشم

 همراه با ترانه هایم

من همان غریبه ام که فقط به می اندیشم

 اگر نگاهت را از من دور کنی

شاید برای من فردایی نباشد

شاید!

شاید ، اگر و اما را از تو آموخته ام

چه خوب بود این واژه ها را از تو نیاموخته بودم...