نقطه سر خط : افسانه بانویی از دیار سبز

بهترین دوستان من( تقاشی- عکاسی - شعر و داستان نویسی) می بینی دوستان مرا!

سهراب می گوید:
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱
 

به سراغ  من اگر می‏آیید

نرم  و آهسته بیایید,  مبادا که ترک بردارد

چینی  نازک  تنهایی  من

 


 
 
این نیز می گذرد /
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢٩
 
هر چند که
این نیز می گذرد...
اما
رویای من که شعر هایم باشد
می چرخند در اتاقکم

صدای هو هو باد می آید

ومن

به امید آفتاب درخشان


 
 
صدای پای آب از سهراب سپهری
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٦
 

مردمان را دیدم

شهرها را دیدم

دشت ها را، کوها را دیدم

آب را دیدم، خاک را دیدم

نور وظلمت را دیدم

وگیاهان را در نور، وگیاهان را درظلمت دیدم

جانورها رادر نور ، جانورها را در ظلمت دیدم

وبشر رادر نور، وبشر را در ظلمت دیدم


 
 
بهار عشق
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٤
 

بهار با خود / شگفتن را به همراه آورد

آسمان برق می زند

شکوفه های رنگارنگ حرفی برای گفتن دارند

می دانستی