نقطه سر خط : افسانه بانویی از دیار سبز

بهترین دوستان من( تقاشی- عکاسی - شعر و داستان نویسی) می بینی دوستان مرا!

زن دیروز / زن امروز !
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳٠
 

در تنهایی خویش با روحم رفیق شدم ، نمی دانستم به دوستی من و روحم حسد می ورزد.


 
 
خواب های من/ خواب های تو!
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٤
 

خواب هایت  چه طلایی باشد - چه نقره ای خواب است.


 
 
شعر
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱
 

پشت پنجره اتاقکم پرنده تنها بود-  می بینی همه تنهایند !!


 
 
خواب!
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩
 

با زمان مسابقه گذاشتم! نفهمیدم کدام برنده شدیم، برمی خیزم!


 
 
مگس های...
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٦
 

آمد مگس های مزاحم را سم پاشی کند - ندانست افکارش سم پاشی شدند!


 
 
خنده تو
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٤
 

بخاطر تو پانزده راه خندیدن را آموختم، دنیا هم خندید!


 
 
زندگی را باور کنیم!
نویسنده : شهید گُمنام! افسانه زنی از دیار سبز - ایران سرزمین من ) - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢
 

پشت پنجره اتاقکم پرنده تنها بود - می بینی همه تنهایند پس چه بخواهیم چه نخواهیم زندگی زیباست.