نقطه سر خط : افسانه بانویی از دیار سبز

بهترین دوستان من( تقاشی- عکاسی - شعر و داستان نویسی) می بینی دوستان مرا!

گفته باشم...
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ زنی از دیار سبز ) - ساعت ٤:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢۸
 

وفتی چشم هایم یک طوری نگاه می کند. می خندم به روزگار.


 
 
خاک خوردند؛ قصه هایم
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ زنی از دیار سبز ) - ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱۱
 

تازه فهمیدم آدمک های قصه ام؛دایم در حال خمیازه کشیدن بودند ؛ و بعد از یک جلسه  بدون من  وقت را غنیمت شمردند ... تا این که تصمیم  گرفتند چگونه نفوذ کنند در کاغذ های سفید ...


 
 
دروغ گفتم
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ زنی از دیار سبز ) - ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٧
 

تمام مدت ،بازنده بود...

بخاطر دروغ هایش که بخار نمی شود...