نقطه سر خط : افسانه بانویی از دیار سبز

بهترین دوستان من( تقاشی- عکاسی - شعر و داستان نویسی) می بینی دوستان مرا!

خاک خوردند؛ قصه هایم
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱۱
 

تازه فهمیدم آدمک های قصه ام؛دایم در حال خمیازه کشیدن بودند ؛ و بعد از یک جلسه  بدون من  وقت را غنیمت شمردند ... تا این که تصمیم  گرفتند چگونه نفوذ کنند در کاغذ های سفید ...


 
 
دروغ گفتم
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٧
 

تمام مدت ،بازنده بود...

بخاطر دروغ هایش که بخار نمی شود...


 
 
نه تو ونه هیچکس ...نمی دانید
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱
 

می روم از سرزمینی که آدمیانش با دروغ وصالت کردند.


 
 
خبر مهم
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳٠
 

از تمام دوستان

دشمنان

سران مملکتی

خبرنگاران

عکاسان

نویسنده ها

دعوت می کنم برای رونمایی کتاب( جشنواره از جنون تا مجنون) ... دوشنبه 31شهریور مکان فرهنگسرای سرو ساعت5  بعد از ظهر...

حتما سر ساعتچشمکنیشخندتششششششششششششریف بیآورید.


 
 
در همین حوالی
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٧
 

گربه سیاه در زمستان سرد رویا هایش ناپدید شد...

 


 
 
هیس 1
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢۳
 

 رویا هایش پرواز می کند. به وقت ساعت.


 
 
این روز ها
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱
 

شعر هایم تابیده شده بر صفحه ی افکارت

اگر باران نبارد

و خورشید نسوزاند

در زمستان یخ نزند

...


 
 
به نظر آمد
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٥
 

یخ - زدند شاعرانه هایم

 


 
 
← صفحه بعد صفحه قبل →