نقطه سر خط : افسانه بانویی از دیار سبز

بهترین دوستان من( تقاشی- عکاسی - شعر و داستان نویسی) می بینی دوستان مرا!

مجسمه ی گنجشکی
نویسنده : شهید گُمنام! ( افسانه طباطبایی مدنی/ بانویی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۳
 

یکی بود، یکی نبود،هیچکس نبود

جار بزنم! که ....

من خندیدم

درخت خندید

دنیا خندید

از خنده ای من

خلاصه سرتان را درد نیاورم صدای وحشناکی آمد. کلاغ سیاه ، گربه سیاه همدست شدند

پرهایی که ریخته نشد روی زمین! ما بقیی گنجشکها، از ترس مجسمه شدند!